مُـــــح مَــــهات زنـــدگی مــــا
زندگی از بعد ما شدن می شود مجموعه ای از مح مه ها ... اینجا مجموعه ای از زندگی من است
مادر روزت مبارک!

وقتی صورت لطیف زن ، جای بوسه میخوره به دست زخیم مرد!

وقتی لبهای سرخ زن ، جای لبخند روش خون میشینه!

وقتی چشمای زیبای زن ، جای عشق جایگاه اشک و گریه میشه!

وقتی گوشهای زن ، راهی جز شنیدن نعره های بی رحمانه مرد نمیبینه و راهی جز سکوت نداره.. سکوتی بخاطر بچه ها ، بی سرپناهی... سکوتی که بلندتر از همه فریادهای مردیه که هیچی نیست جز ریش و سبیلی که به زور مردی رو به نر بودنش داده تا "مردنما" شه!

فریاد سکوتی که من از زن همسایه شنیدم! با قلب شکستم شنیدم و اشک ریختم... و میدونستم مرد ناشنواتر از این حرفهاست...

وقتی مظهر جمال و جلال خدا " راهی جز صبر " پیدا نمیکنه!

اون وقته که باید گفت .. 

توروخدا "مرد" باشید که فاصله انسان بودن و حیوان شدن گاهی کمتر از فصله دوتا مژه چشمه...


زن، مادر! روز یادآوری مسئولیت هات مبارک

نظرات (0) | جمعه 22 اردیبهشت‌ماه سال 1391 | مهسا