مُـــــح مَــــهات زنـــدگی مــــا
زندگی از بعد ما شدن می شود مجموعه ای از مح مه ها ... اینجا مجموعه ای از زندگی من است
بوی عطر آشنا از ناآشنا

امان از بوی عطری آشنا از ناآشنا که نبودت را بی رحمانه به رخم می کشد..

گاهی آرزو میکنم کاش جدایی هم خجالت سرش میشد! آن وقت برای ما چه عرق ها که از شرم نمی ریخت.


من که آدم نشدم لااقل کاش خدا بعضی چیزها را خلق نمی کرد... 

نظرات (0) | چهارشنبه 15 شهریور‌ماه سال 1391 | مهسا