X
تبلیغات
رایتل
مُـــــح مَــــهات زنـــدگی مــــا
زندگی از بعد ما شدن می شود مجموعه ای از مح مه ها ... اینجا مجموعه ای از زندگی من است
دیده ها و ندیده ها

من امروز مردی رو دیدم که پاشو 180 درجه وا کرده بود و همین طور نشسته بود به افق نگاه عالمانه میکرد!

من امروز خانمی رو دیدم که با یونیفرم هواپیمایی و کفش پاشنه بلند طوری میدویید و ورزش میکرد که دهن منو از تعجب باز کرد!

من امروز خانمی رو دیدم که طوری روسریشو پشت گردنش گره زده بود و خوش خوشان میدویید که یه لحظه نیشم باز شد و فکر کردم آخ جون من اومدم خارج!

من امروز دختر پسری رو دیدم که توپ بدمینتونشون رفته بود بالای درخت و پسره دست به کمر وایساده بود . میخندید ولی دختره با چوب افتاده بود به جون درخت!

من امروز کلاغ و کفتر چایی دیدم که زل زده بودن بهم و منو یاد صحنه های عاشقانه عارفانه انداختن!

من امروز دختر پسری رو دیدم که با تیپ خفن ورزشی دست به دست هم 1 ساعت دور حوض قدم میزدن و ورزش قلب میکردن!

من امروز یه پیرمرد مو نارنجی دیدم که دقیقا لباس کارآگاه گجد فقط مشکیشو پوشیده بود و دکمه هاشو تا چونش بسته بود حتی با همو کلاه،یه رز قرمز گرفته بود دستش و هی بو میکرد و عشوه خرکی میومد!

من امروز مرد جاافتاده ای رو دیدم که داشت به شدت ورزش میکرد و وقتی یه خانم از جلوش رد شد  گفت ماشاالله!... و من خیلی از تیکه مومنانه و مذهبیش تعجب کردم و ازش متشکر بودم که حتی در نگاه هیز و چندش آورش از یاد خدا غافل نیست! 

من امروز خودمو دیدم که رفتم وسط تیم ورزش صبحگاهی پارک لاله وایسادم و بدون اینکه به خودم تکون بدم هروقت دست میزدن عین بچه ها می خندیدمو با تمام وجود دست میزدم و هوووووووووو میکشیدم !


-----------------------------------------------------------------------------------------------

پ ن 1: خواستم بگم اینه اوضاع و احوال پارکهای ما ساعت 7 صبح! 

پ ن 2:بهتون پیشنهاد میکنم به شغل فکر نکنید، به امکانات تفریحی اطراف شرکت فکر کنید و معیارتونو اون بزارید...



نظرات (1) | شنبه 22 مهر‌ماه سال 1391 | مهسا